اصطلاحات صنایع غذایی با حرف S
اصطلاحات صنایع غذایی با حرف S

اصطلاحات صنایع غذایی با حرف S

اصطلاح انگلیسی: Safety
اصطلاح فارسی: ایمنی ، سلامت‌ ، امنیت‌ ، محفوظیت‌
مفهوم اصطلاح: ایمنی ، سلامت‌ ، امنیت‌ ، محفوظیت‌
اصطلاح انگلیسی: Safety Hazard
اصطلاح فارسی: مخاط‌ره‌ ایمنی
مفهوم اصطلاح: اطمینان ازعدم ایجاد مشکلات سلامتی
اصطلاح انگلیسی: Safety Valve
اصطلاح فارسی: دریچه‌ اط‌مینان‌
مفهوم اصطلاح: دریچه‌ اط‌مینان‌

 

اصطلاح انگلیسی: saffron
اصطلاح فارسی: زعفران
مفهوم اصطلاح: زعفران یا طلای سرخ یکی از گرانبهاترین انواع ادویه جات است که بیشترین مقدار تولید آن در ایران ایت
اصطلاح انگلیسی: Salmon
اصطلاح فارسی: ماهی ازاد ، قزل‌ الا
مفهوم اصطلاح: ماهی ازاد ، قزل‌ الا
اصطلاح انگلیسی: Salmonberry
اصطلاح فارسی: تمشک سرخ‌ خوراکی
مفهوم اصطلاح: تمشک سرخ‌ خوراکی
اصطلاح انگلیسی: Salt
اصطلاح فارسی: نمک
مفهوم اصطلاح: جزء باقی مانده بعد از تبخیر آب دریا را گویند.
اصطلاح انگلیسی: sample
اصطلاح فارسی: نمونه
مفهوم اصطلاح: نمونه
اصطلاح انگلیسی: Saponin
اصطلاح فارسی: ساپونین
مفهوم اصطلاح: ترکیبی که در سویا وجود دارد و از اکسیداسیون چربی جلوگیری می کند.
اصطلاح انگلیسی: satisfactorily
اصطلاح فارسی: بطور رضایت بخش ، موافق دلخواه
مفهوم اصطلاح: بطور رضایت بخش ، موافق دلخواه
اصطلاح انگلیسی: Sauerkraut
اصطلاح فارسی: ساورکرات
مفهوم اصطلاح: نوعی کلم تخمیر شده است.
اصطلاح انگلیسی: scavenge
اصطلاح فارسی: زدودن ، تنظیف کردن
مفهوم اصطلاح: زدودن ، تنظیف کردن
اصطلاح انگلیسی: secondary spoilage
اصطلاح فارسی: فساد ثانوی
مفهوم اصطلاح: فسادی که بعد از قوطی کردن و استریل کردن واد غذایی در نتیجه زنگ زدگی قوطی یا نفوذ هوا و یا آب در مواد غذایی کنسرو شده بوجود می آید

 

اصطلاح انگلیسی: seedsman
اصطلاح فارسی: بذرکار ، بذر افشان
مفهوم اصطلاح: بذرکار ، بذر افشان
اصطلاح انگلیسی: sensory evaluation
اصطلاح فارسی: ارزیابی های حسی
مفهوم اصطلاح: یکی از مهترین آزمون های کیفی در آزمایشات کنترل کیفیت مواد غذایی است.
اصطلاح انگلیسی: sensory properties
اصطلاح فارسی: ویژگیهای حسی
مفهوم اصطلاح: ویژگیهای غذا که توسط خواص ۵ گانه تعیین می شود
اصطلاح انگلیسی: sesame
اصطلاح فارسی: کنجد ، بوته‌ کنجد ، سمسم‌
مفهوم اصطلاح: کنجد ، بوته‌ کنجد ، سمسم‌
اصطلاح انگلیسی: shearing force
اصطلاح فارسی: نیروی برشی
مفهوم اصطلاح: نیرویی که به ماده وارد می شود و اثر ان لرزاندن لایه ها روی آن است
اصطلاح انگلیسی: sheath
اصطلاح فارسی: غلاف
مفهوم اصطلاح: پوشش لیفی که از خارج دیواره یاخته ای را می پوشاند
اصطلاح انگلیسی: shelf , life
اصطلاح فارسی: زمان ماندگاری ، طول عمر نگهداری
مفهوم اصطلاح: زمان ماندگاری ، طول عمر نگهداری
اصطلاح انگلیسی: shelf life
اصطلاح فارسی: ماندگاری غذا
مفهوم اصطلاح: حدکثر زمان یا دوره نگهداری محصولات غذایی از زمان تهیه و تولید تا مرحله مصرف
اصطلاح انگلیسی: shelfish
اصطلاح فارسی: صدف
مفهوم اصطلاح: جاندار دریایی که برعکس ماهیها اسکلت و مهره های پشت ندارد و اغلب دارای پوسته محکمی است
اصطلاح انگلیسی: Shrimp
اصطلاح فارسی: میگو ، ماهی میگو ، روبیان‌
مفهوم اصطلاح: میگو ، ماهی میگو ، روبیان‌

 

اصطلاح انگلیسی: shrink packaging
اصطلاح فارسی: بسته بندی انقباضی
مفهوم اصطلاح: بسته بندی هایی از جنس پلی اتیلن ، پلی پروپیلن و یا مواد پلاستیکی مشابه که پس از گذاشتن موا د غذایی جامد در داخل آنها حرارت داده می شون تا جمع شده و به شکل ماده غذایی درآیند
اصطلاح انگلیسی: shrinkage
اصطلاح فارسی: انقباض ، چروک خودگی ، آب رفتگی
مفهوم اصطلاح: انقباض ، چروک خودگی ، آب رفتگی
اصطلاح انگلیسی: significant
اصطلاح فارسی: معنی دار ، مهم
مفهوم اصطلاح: معنی دار ، مهم
اصطلاح انگلیسی: single , cell , protein
اصطلاح فارسی: پروتئین تک سلولی
مفهوم اصطلاح: پروتئین حاصل از کشت میکروارگانیسمها بویژه مخمر ها که جهت تغذیه و یا تکمیل جیره غذایی انسان وگاهی برخی حیوانات مورد استفاده قرار میگیرند
اصطلاح انگلیسی: skim
اصطلاح فارسی: گرفتن‌ از ، سرشیر گرفتن‌ از ، تماس‌ مختصر حاصل‌ کردن‌ ،
مفهوم اصطلاح: گرفتن‌ از ، سرشیر گرفتن‌ از ، تماس‌ مختصر حاصل‌ کردن‌ ،
اصطلاح انگلیسی: Skyr
اصطلاح فارسی: اسکایر
مفهوم اصطلاح: نوعی فراورده شیری که با افزودن استارتر و رنت تهیه می شود. تولید این فراورده بیشتر در کشور ایسلند است.
اصطلاح انگلیسی: soft drink
اصطلاح فارسی: نوشابه غیر الکلی
مفهوم اصطلاح: به نوشابه گازدار یا بی گاز یا نوشابه ای که از عصاره میوه جات تهیه شده است
اصطلاح انگلیسی: solar
اصطلاح فارسی: خورشیدی
مفهوم اصطلاح: خورشیدی
اصطلاح انگلیسی: Solution
اصطلاح فارسی: چاره‌ سازی ، شولش‌ ، حل‌ ، محلول‌ ، راه‌ حل‌ ، تادیه‌ ، تسویه‌
مفهوم اصطلاح: چاره‌ سازی ، شولش‌ ، حل‌ ، محلول‌ ، راه‌ حل‌ ، تادیه‌ ، تسویه‌
اصطلاح انگلیسی: solvent
اصطلاح فارسی: حلال‌ ، مایع‌ محلول‌ ، قادر به‌ پرداخت‌ قروض
مفهوم اصطلاح: حلال‌ ، مایع‌ محلول‌ ، قادر به‌ پرداخت‌ قروض

 

اصطلاح انگلیسی: sorbitol
اصطلاح فارسی: سوربیتول
مفهوم اصطلاح: نوعی قند الکلی یا پلی الکل که جاذب الرطوبه است و آن را به مواد غذایی اضافه می کنند تا باعث نگهداری رطوبت در آنها شود
اصطلاح انگلیسی: sorted
اصطلاح فارسی: نگهداری شده
مفهوم اصطلاح: نگهداری شده
اصطلاح انگلیسی: source
اصطلاح فارسی: منبع
مفهوم اصطلاح: منبع
اصطلاح انگلیسی: soy sauce
اصطلاح فارسی: سس سویا
مفهوم اصطلاح: نوعی سس تخمیر شده شرقی است به رنگ قهوه ای ، شور تند که ممکن است مستقیما به عنوان یک سس و یا یکی از ترکیبات سازنده برخی سس ها مورد استفاده قرار گیرد
اصطلاح انگلیسی: soy sauce
اصطلاح فارسی: سس سویا
مفهوم اصطلاح: فراورده ای تخمیری که از سویا همراه با برنج یا جو به کمک باکتری ها یا کپک ها تهیه می شود.
اصطلاح انگلیسی: soybean meal
اصطلاح فارسی: کنجاله سویا
مفهوم اصطلاح: موادی که بعد از استخراج روغن از دانه سویا بجا می ماند
اصطلاح انگلیسی: soybean milk
اصطلاح فارسی: شیر سویا
مفهوم اصطلاح: مایعی شبیع شیرکه از پروتئن های سویا روغن گیاهی و آب تهیه شده است
اصطلاح انگلیسی: Soybeans
اصطلاح فارسی: سویا
مفهوم اصطلاح: سویا
اصطلاح انگلیسی: specific
اصطلاح فارسی: ویژه ، مخصوص ، معین
مفهوم اصطلاح: ویژه ، مخصوص ، معین
اصطلاح انگلیسی: spectrophotometer
اصطلاح فارسی: طیف سنج نوری
مفهوم اصطلاح: وسیله ای برای اندا

 

اصطلاح انگلیسی: sphericity
اصطلاح فارسی: کرویت
مفهوم اصطلاح: کرویت
اصطلاح انگلیسی: spice
اصطلاح فارسی: ادویه
مفهوم اصطلاح: موادی چون فلفل و دارچین که از قسمتهای مختلف گیاهان پس از خشک کردن بدست می آید
اصطلاح انگلیسی: Spice
اصطلاح فارسی: ادویه
مفهوم اصطلاح: از انواع مواد غذایی با رطوبت کم و مواد معطر و فرار زیاد که خواص دارویی زیادی دارند.
اصطلاح انگلیسی: spice oil
اصطلاح فارسی: اسانس ادویه
مفهوم اصطلاح: موادا موثر ادویه که از ان استخراج می شود و مقدار کم آنها می تواتد اثر مقدار زیادی ادویه را داشته باشد
اصطلاح انگلیسی: sponge cake
اصطلاح فارسی: کیک پف دار
مفهوم اصطلاح: کیکی که‌ با روغن‌ نباتی درست‌ میشود ، کیک پف‌ الود
اصطلاح انگلیسی: sporangiosphore
اصطلاح فارسی: اسپورانژبر
مفهوم اصطلاح: به ریسه باروری از کپک ها گفته می شود که هاگدان غیر جنسی در انتهای آن به وجود می آید
اصطلاح انگلیسی: sporangium
اصطلاح فارسی: اسپورانژیوم
مفهوم اصطلاح: نوعی هاگ غیر جنسی که در داخل کیسه ای به نام هاگدان تشکیل می شود و معمولا برخی از کپک ها آن را تولید می کنند
اصطلاح انگلیسی: spray dryer
اصطلاح فارسی: خشک کن افشانه ای
مفهوم اصطلاح: دستگاه خشک کنی که با پاشیدن مایعات در هوای داغ آنها را خشک می کند
اصطلاح انگلیسی: Spray drying
اصطلاح فارسی: خشک کردن پاششی
مفهوم اصطلاح: یکی از روش های خشک کردن مواد غذایی است که برای تهیه پودر های غذایی مانند شیر خشک کاربرد دارد.
اصطلاح انگلیسی: spraying
اصطلاح فارسی: پاشیدن ، اسپری کردن
مفهوم اصطلاح: پاشیدن ، اسپری کردن

 

اصطلاح انگلیسی: Springiness
اصطلاح فارسی: جهندگی ، خاصیت ، فنری ، ارتجاع
مفهوم اصطلاح: خاصیتی که در بافت سنجی استفاده می شود.
اصطلاح انگلیسی: sprouting
اصطلاح فارسی: جوانه زدن
مفهوم اصطلاح: جوانه زدن سیب زمینی ÷یاز و محصولات مشابه در انبار که از نظر نگهداری نامطلوب است
اصطلاح انگلیسی: squeeze
اصطلاح فارسی: فشردن ، آب میوه گرفتن
مفهوم اصطلاح: فشردن ، آب میوه گرفتن
اصطلاح انگلیسی: stability
اصطلاح فارسی: استواری ، استحکام‌ ، ثبات‌ ، پایداری
مفهوم اصطلاح: استواری ، استحکام‌ ، ثبات‌ ، پایداری
اصطلاح انگلیسی: stabilized flour
اصطلاح فارسی: آرد تثبیت شده
مفهوم اصطلاح: آرد تهیه شده از گندمی که با بخار آب حرارت داده شده است و برای نانوایی مناسب نیست وفعالیت آنزیمی ندارد
اصطلاح انگلیسی: stabilizer
اصطلاح فارسی: پایدار کننده
مفهوم اصطلاح: موادی که باعث ثبات و پایداری امولسیونها و محلولهای کلوئیدی می شود
اصطلاح انگلیسی: stack burn
اصطلاح فارسی: سوختگی انباری کنسرو
مفهوم اصطلاح: تیره شدن مواد کنسرو شده داخل قوطی در اثر انباشتن قوطی های داغ و سرد نشده روی هم
اصطلاح انگلیسی: stale
اصطلاح فارسی: بیات
مفهوم اصطلاح: نان کهنه
اصطلاح انگلیسی: standard protein
اصطلاح فارسی: پروتئین مبنا
مفهوم اصطلاح: پروتئینی با کیفیت بالا که به عنوان رفرنس در روشهای ارزیابی بیولوژیک مورد استفاده قرار می گیرد
اصطلاح انگلیسی: star marking
اصطلاح فارسی: ستاره گذاری
مفهوم اصطلاح: نوعی برچسب زنی که در آن یک ستاره مشخص کننده نگهداری در دمای ۶-درجه و حداکثر زملن یک هفته است. ۲ ستاره نشان دهنده ۱۲-در جه و حداکثر زمان یک ماه و ۳ ستاره مشخص کننده دما ی ۱۸-درجه و و حداکثر زمان سه ماه است

 

اصطلاح انگلیسی: starch
اصطلاح فارسی: نشاسته
مفهوم اصطلاح: بخش کربوهیدراته در مواد غذایی ماند سسیب زمینی برنج و غیره را گویند.
اصطلاح انگلیسی: starter
اصطلاح فارسی: مایه میکروبی
مفهوم اصطلاح: یک یا چند نوع میکروب مفید مثل باکتریهای لاکتیک و یا مخمر ها ی دیگر که جهت عمل آوری و پروراندن محصولات غذایی استفاده می شود
اصطلاح انگلیسی: starvation
اصطلاح فارسی: گرسنگی ، قحطی
مفهوم اصطلاح: گرسنگی ، قحطی
اصطلاح انگلیسی: statistical
اصطلاح فارسی: آماری
مفهوم اصطلاح: آماری
اصطلاح انگلیسی: steam bath
اصطلاح فارسی: حمام بخار
مفهوم اصطلاح: حمام بخار
اصطلاح انگلیسی: steam trap
اصطلاح فارسی: تله بخار
مفهوم اصطلاح: وسیله ای که در قسمت خاروجی بخار گرم کننده تعبیه می شود که فقط بخار تقطیر شده از آن عبور می کند می کند و خود بخار را نگه می دارد
اصطلاح انگلیسی: sterigmatocystin
اصطلاح فارسی: استریگما توسیستین
مفهوم اصطلاح: زهرابه ای که کپک آسپرژیلوس ورزیکولر تولید می کند و از نظر ساختمان شیمیایی خیلی شبیه افالتوکسین است ولی خاصیت سرطان زایی آن احتمالا ضعیف تر است
اصطلاح انگلیسی: sterile
اصطلاح فارسی: سترون ، عقیم
مفهوم اصطلاح: محیط های فاقد هرگونه میکروب و هاگ
اصطلاح انگلیسی: sterilization
اصطلاح فارسی: سترون کردن
مفهوم اصطلاح: فرایندی که کلیه موجودات زنده را در محیط از بین می برد
اصطلاح انگلیسی: steroid
اصطلاح فارسی: استروئید
مفهوم اصطلاح: ترکیبات دارای ساختمان شیمیایی شبیه کلسترول ، از قبیل اسیدهای صفراوی ، هورمونهای جنسی و..

 

اصطلاح انگلیسی: sterol
اصطلاح فارسی: استرول
مفهوم اصطلاح: الکل حلقوی دارای وزن مولکولی بالا
اصطلاح انگلیسی: still report
اصطلاح فارسی: اتوکلاو ثابت
مفهوم اصطلاح: به اتوکلاو غیر مداوم و بدون حرکت جهت سترون سازی بسته بندی مواد غذایی گفته می شود
اصطلاح انگلیسی: Stilton
اصطلاح فارسی: پنیر استیلتون
مفهوم اصطلاح: پنیری سخت با طعمی ملایم که بیشتر در انگلستان تولید می شود.
اصطلاح انگلیسی: stimulation
اصطلاح فارسی: تحریک ، برانگیختن‌ ، انگیزش‌
مفهوم اصطلاح: تحریک ، برانگیختن‌ ، انگیزش‌
اصطلاح انگلیسی: storage
اصطلاح فارسی: ذخیره‌ سازی ، انبار کالا ، مخزن‌
مفهوم اصطلاح: ذخیره‌ سازی ، انبار کالا ، مخزن‌
اصطلاح انگلیسی: stored
اصطلاح فارسی: نگهداری شده
مفهوم اصطلاح: نگهداری شده
اصطلاح انگلیسی: stormy fermentation
اصطلاح فارسی: تخمیر طوفانی شیر
مفهوم اصطلاح: تشکیل گاز در شیر مایع که به صورت کف در سطح ان ظاهر می شود
اصطلاح انگلیسی: strain
اصطلاح فارسی: سویه
مفهوم اصطلاح: گروهی از افراد یک گونه که از جهت ژنتیکی همگن باشد. سویه های مختلف یک گونه ممکن است از لحاظ شدت بیماریزایی نشانه ها دامنه میزبانی سازگاری جنسی باهم متفاوت بتشند
اصطلاح انگلیسی: strecher degradation
اصطلاح فارسی: تجزیه استرکر
مفهوم اصطلاح: ترکیب دی کربونیلهای حاصل از واکنشهای غیر آنزیمی میلارد با آسید آمینه در مراحل آخر واکنش مذکور که باعث شکسته شدن اسیدهای آمینه می شود و حاصل آن آلدئید ها ، co2 و ترکیبات ÷یچیده است
اصطلاح انگلیسی: strength
اصطلاح فارسی: چای قوی
مفهوم اصطلاح: چایی که دارای خصوصیات دهان پرکنی و طعم قوی است

 

اصطلاح انگلیسی: Strengthen
اصطلاح فارسی: نیرومند کردن‌ ، قوی کردن‌ ، تقویت‌ دادن‌ ، تقویت‌ یافتن‌ ،
مفهوم اصطلاح: نیرومند کردن‌ ، قوی کردن‌ ، تقویت‌ دادن‌ ، تقویت‌ یافتن‌ ،
اصطلاح انگلیسی: strong
اصطلاح فارسی: آرد قوی
مفهوم اصطلاح: آردی با دصئ بالایی از پروتئین و مقدار کلوتن زیاد
اصطلاح انگلیسی: struvite
اصطلاح فارسی: بلور کنسرو ماهی
مفهوم اصطلاح: بلورهای ریزی که در برخی قوطیهای کنسرو ماهی پیدا می شوند و مواد کیلیت کنندهع از ایجاد آنها جلوگیری می کنند
اصطلاح انگلیسی: sturgeon,
اصطلاح فارسی: سگ‌ ماهی ، ماهی خاویار
مفهوم اصطلاح: سگ‌ ماهی ، ماهی خاویار
اصطلاح انگلیسی: substance
اصطلاح فارسی: جسم‌ ، ماده‌ ، شیی ، جنس‌ ، ماده‌ اصلی ، ذات‌ ، مفاد ، مفهوم‌ ،
مفهوم اصطلاح: جسم‌ ، ماده‌ ، شیی ، جنس‌ ، ماده‌ اصلی ، ذات‌ ، مفاد ، مفهوم‌ ،
اصطلاح انگلیسی: subtilin
اصطلاح فارسی: سوبتیلین
مفهوم اصطلاح: نوعی آنتی بیوتیک که سویه های مختلف باسیلوس سوبتیلیس تولید می کنند و و معمولا علیه باکتریهای گرم مثبت و برخی از باسیلهای مقاوم به اسید فعال است
اصطلاح انگلیسی: sucrase
اصطلاح فارسی: انورتاز
مفهوم اصطلاح: invertase
اصطلاح انگلیسی: sufu
اصطلاح فارسی: سوفو
مفهوم اصطلاح: فراورده تخمیری سویا که با میکروارگانیسم های موکور و رایزوپوس تهیه می شود.
اصطلاح انگلیسی: sugar
اصطلاح فارسی: ماده قندی ، شکر
مفهوم اصطلاح: ماده قندی ، شکر
اصطلاح انگلیسی: suger , tolerant microbes
اصطلاح فارسی: میکروبهای قند پذیر
مفهوم اصطلاح: میکروبهایی که غلظتهای بالای قند را در محیط نشو و نمای خود تحمل می کنند و معمولا از عوامل فساد شربتهای غلیط هستند

 

اصطلاح انگلیسی: suger bloom
اصطلاح فارسی: شکرک
مفهوم اصطلاح: نوعی نقص در شکلات که در اثر متبلور شدن شکر بوجود می آید
اصطلاح انگلیسی: suger replacer
اصطلاح فارسی: شبه قند
مفهوم اصطلاح: شیرین کننده هایی که به جای قند یا شکر استفاده می شوند و اغلب الکلهای پلی هیدریک هستند که بعضی از خصوصیات شکر یا گلوکز را دارند
اصطلاح انگلیسی: suitable
اصطلاح فارسی: درخورد ، مناسب‌ ، شایسته‌ ، فراخور ، مقتضی
مفهوم اصطلاح: درخورد ، مناسب‌ ، شایسته‌ ، فراخور ، مقتضی
اصطلاح انگلیسی: sunset yellow
اصطلاح فارسی: زرد سان ست
مفهوم اصطلاح: ماده ای به رنگ زرد پرتقالی که برای رنگ کردن مواد غذایی مختلف مورد استفاده قرار می گیرد
اصطلاح انگلیسی: Superficial
اصطلاح فارسی: صوری ، سط‌حی ، سرسری ، ظ‌اهری
مفهوم اصطلاح: صوری ، سط‌حی ، سرسری ، ظ‌اهری
اصطلاح انگلیسی: supply
اصطلاح فارسی: به کاربردن ، استعمال کردن
مفهوم اصطلاح: به کاربردن ، استعمال کردن
اصطلاح انگلیسی: surfactant
اصطلاح فارسی: ماده فعال سطحی
مفهوم اصطلاح: واژه ادغام شده از surface active agent و عبارت است از ماده ای که روی کشش سطحی اثر می گذارد
اصطلاح انگلیسی: Sweet
اصطلاح فارسی: شیرین‌ ، خوش‌ ، مط‌بوع‌ ، نوشین‌
مفهوم اصطلاح: شیرین‌ ، خوش‌ ، مط‌بوع‌ ، نوشین‌
اصطلاح انگلیسی: Sweet Corn
اصطلاح فارسی: ذرت‌ شیرین‌ ، ذرت‌ هندی
مفهوم اصطلاح: ذرت‌ شیرین‌ ، ذرت‌ هندی
اصطلاح انگلیسی: sweet curdling
اصطلاح فارسی: انعقاد شیرین شیر
مفهوم اصطلاح: فساد میکروبی شیر که در آن شیر ابتدا براثر مقادیر کمی اسید تولید شده از عوامل میکروبی منعقد می گردد و لخته حاصل سپس تجزیه و مجددا به صورت مایع در می آید

 

اصطلاح انگلیسی: sweetener
اصطلاح فارسی: شیرین کننده
مفهوم اصطلاح: ماده ای که باعث ایجاد طعم شیرین می شود.
اصطلاح انگلیسی: sweetness
اصطلاح فارسی: شیرینی
مفهوم اصطلاح: شیرینی
اصطلاح انگلیسی: swelling
اصطلاح فارسی: اماس ، باد ، ورم ، بادکننده ، متورم شونده ، غلنبه
مفهوم اصطلاح: اماس ، باد ، ورم ، بادکننده ، متورم شونده ، غلنبه
اصطلاح انگلیسی: swift test
اصطلاح فارسی: آزمایش مقاومت روغن به اکسیداسیون
مفهوم اصطلاح: روشی برای اندازه گیری مقاومت روغن به اکسیداسیون. روغن را تا ۱۰۰ درجه حرارت داده و سپس هوا در آن دمیده می شود
اصطلاح انگلیسی: swift test life
اصطلاح فارسی: طول عمر روغن
مفهوم اصطلاح: مدت زمانی که روغن ÷س از تولید به اکسیداسیون مقاومت می کند
اصطلاح انگلیسی: symbiosis
اصطلاح فارسی: هم زیستی
مفهوم اصطلاح: هم یاری متقابل بین ۲ یا چند موجود زنده مثل هم زیستی بین جلبک با قارچ در گلسنگ

Review Overview

User Rating: Be the first one !

بازدیدها: 629

About Fooda

وبسایت فودا، ﮐﺎﻣﻠﺘﺮﯾﻦ ﻣﺮﺟﻊ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﮔﺰﺍﺭﺷﮑﺎﺭ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ و تهیه ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﺎﺭﺁﻣﻮﺯﯼ، پروژه اصول طراحی ، گزارش عملیات صنایع غذایی ، ﻣﻘﺎﻟﻪ، ﺳﻤﯿﻨﺎﺭ، کاربینی ، ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬﺍﯾﯽ foodvar@yahoo.com ﺑﺎ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺳﺎﯾﺖ

Check Also

روغن زیتون

فرآيند توليد روغن زيتون

روغن با روش هاي مختلف که عمدتا فيزيکي است از زيتون استخراج و باقيمانده اي به جا مي ماند که  تا 8 درصد روغن داشته و توسط حلال که معمولا هگزان است روغن کشي و روغن حاصل، روغن تفاله ناميده مي شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.