اصطلاحات صنایع غذایی با حرف P
اصطلاحات صنایع غذایی با حرف P

اصطلاحات صنایع غذایی با حرف P

اصطلاح انگلیسی: Package
اصطلاح فارسی: بسته‌ ، عدل‌ بندی ، قوطی ، بسته‌بندی کردن‌
مفهوم اصطلاح: بسته‌ ، عدل‌ بندی ، قوطی ، بسته‌بندی کردن‌
اصطلاح انگلیسی: packaging
اصطلاح فارسی: بسته بندی
مفهوم اصطلاح: بسته بندی
اصطلاح انگلیسی: palarisation
اصطلاح فارسی: پالاریزه کردن
مفهوم اصطلاح: روشی است که با تزریق خام ۷۵ درجه سانتی گراد به داخل محفظه ای از بخار داغ ۱۴۵ درجه سانتی گراد و نگهداری مخلوط شیر و بخار به مدت ۳ ثانیه شیر استریل و بلافاصله تحت خلا خنک میشود
اصطلاح انگلیسی: palatability
اصطلاح فارسی: خوش خوراکی
مفهوم اصطلاح: مجموعه ای خصوصیات غذا شامل بو ، ‌ مزه ، ‌ بافت و غیره که در پسندیدن و خوش خوراکی غذا برای انسان موثر است

 

اصطلاح انگلیسی: palm
اصطلاح فارسی: نخل ، خرما
مفهوم اصطلاح: نخل ، خرما
اصطلاح انگلیسی: pantothenic
اصطلاح فارسی: پنتو تنیک اسید
مفهوم اصطلاح: یکی از ویتامین های گروه ب ، قسمتی از ساختمان کوآنزیم a.
اصطلاح انگلیسی: papain
اصطلاح فارسی: پاپایین
مفهوم اصطلاح: نوعی پروتئاز است که معمولا به مواد گوشتی افزوده میشود تا با هیدرولیز پیوندهای پپتیدی پروتئین های گوشت آنرا برای استفاده نرمتر سازد. این انزیم از گیاه خربزه درختی به دست می آید.
اصطلاح انگلیسی: parabens
اصطلاح فارسی: پارابن ها
مفهوم اصطلاح: پارابن ها استرهای پارا هیدروکسی بنزوئیک اسید هستند که به عنوان نگهدارنده جهت نگهداری برخی مواد غذایی استفاده میشود.
اصطلاح انگلیسی: paraline
اصطلاح فارسی: کارامل شکر
مفهوم اصطلاح: به ماده ای گفته میشود که در اثر حرارت دادن و ذوب شکر خشک حا صل میشود. حرارت دادن باید تا حدی باشد که شکر کاراملیزه شود و رنگ طلایی پیدا کند.
اصطلاح انگلیسی: parboiled rice
اصطلاح فارسی: برنج نیم پز
مفهوم اصطلاح: برنج نیم پز و خشک شده.
اصطلاح انگلیسی: part per milion(ppm)
اصطلاح فارسی: قسمت در میلیون (ppm)
مفهوم اصطلاح: معمولا یک میلی گرم در کیلوگرم بر پایه وزن را یک ppm میگویند.
اصطلاح انگلیسی: partition chromatogeraphy
اصطلاح فارسی: کروماتو گرافی تفکیکی
مفهوم اصطلاح: در این نوع کروماتو گرافی ترکیبات شیمیایی از یک دسته یا یک گروه بین دو فاز مایع ثابت و مایع یا گاز متحرک در یک ستون جدا میشوند و بسته به واکنش فیزیکو شیمیایی خاصی این ترکیبات بین دو فاز فوق از یکدیگر تفکیک و به طور انفرادی از ستون خارج و شناسایی میشوند.
اصطلاح انگلیسی: pasteurized
اصطلاح فارسی: پاستوریزه شده
مفهوم اصطلاح: پاستوریزه شده
اصطلاح انگلیسی: pastry
اصطلاح فارسی: محصولات نانوایی
مفهوم اصطلاح: محصولاتی چون کیک ، بیسکویت و نانهای مختلف را اصطلاحا محصولات نانوایی میگویند.

 

اصطلاح انگلیسی: pathogen
اصطلاح فارسی: بیماری زا
مفهوم اصطلاح: میکروارگانیسم های که با تولید سم یا عفونت در بدن ایجاد بیماری می کنند.
اصطلاح انگلیسی: pathogenic
اصطلاح فارسی: بیماریزا
مفهوم اصطلاح: ویژگی میکرو ارگانیسم ، ویروس یا ویروئید مولد بیماری. به هر عاملی که مولد بیماری باشد ، بیماریزا گفته می شود.
اصطلاح انگلیسی: patulin
اصطلاح فارسی: پاتولین
مفهوم اصطلاح: نوعی زهرابه قارچی است که بر اثر تعداد زیادی از کپکها تولید میشود این زهرابه کشنده خاصیت سرطان زایی و جهش دهندگی دارد.
اصطلاح انگلیسی: pectin
اصطلاح فارسی: پکتین
مفهوم اصطلاح: یکی از ترکیبات موجود در میوه هاست که در پوست سیب و مرکبات و جود دارد و جهت استفاده در ژله و مربا از آن استفاده میشود.
اصطلاح انگلیسی: pectin methyl esterase(PME)
اصطلاح فارسی: پکتین متیل استراز
مفهوم اصطلاح: آنزیمی است که پیوندهای اسری پکتین متیل استر را هیدرولیز و ایسد پکتیک و متانول تولید میکند.
اصطلاح انگلیسی: pectolytic enzymes(pectinase)
اصطلاح فارسی: پکتینازها
مفهوم اصطلاح: به آنزیمهایی گفته میشود که برای تجزیه پکتین آبمیوه ها به کار میرود برای این عمل آبمیوه را به دمهی ۵۰-۴۰ درجه میرسانند و آنزیمها را اضافه و برای ۸-۴ ساعت نگهداری مینمایند سپس آبمیوه را صاف میکنند.
اصطلاح انگلیسی: peeling
اصطلاح فارسی: پوست کنی
مفهوم اصطلاح: پوست کنی
اصطلاح انگلیسی: pellagra
اصطلاح فارسی: پلاگز
مفهوم اصطلاح: بیماری ناشی از کمبود ویتامین ب ۳-نیاسین) که باعث ایجاد عوارض پوستی ، مجرای گوارشی و سیستم عصبی می شود.
اصطلاح انگلیسی: penicidin
اصطلاح فارسی: پاتولین
مفهوم اصطلاح: patulin
اصطلاح انگلیسی: penicillic acid
اصطلاح فارسی: پنسیلیک اسید
مفهوم اصطلاح: نوعی زهرابه قارچی است که بر اثر بعضی قارچها در دما های پایین ۱۰-۱ درجه سانتی گراد تولید میشود و دارای خاصیت سرطانزایی است.

 

اصطلاح انگلیسی: pepper
اصطلاح فارسی: فلفل‌ ، فلفل‌ کوبیده‌ ، فلفلی ، باضربات‌ پیاپی زدن‌ ، فلفل‌
مفهوم اصطلاح: فلفل‌ ، فلفل‌ کوبیده‌ ، فلفلی ، باضربات‌ پیاپی زدن‌ ، فلفل‌
اصطلاح انگلیسی: Peppercorn
اصطلاح فارسی: دانه‌ فلفل‌ ، فلفل‌ دانه‌ ، چیز کم‌ بها ، جزئی ، ناچیز
مفهوم اصطلاح: دانه‌ فلفل‌ ، فلفل‌ دانه‌ ، چیز کم‌ بها ، جزئی ، ناچیز
اصطلاح انگلیسی: Peppery
اصطلاح فارسی: فلفل‌ دار ، تند ، تند وتیز ، گرم‌ ، باروح‌
مفهوم اصطلاح: فلفل‌ دار ، تند ، تند وتیز ، گرم‌ ، باروح‌
اصطلاح انگلیسی: pepsin digest
اصطلاح فارسی: بهره وری پروتئین
مفهوم اصطلاح: نسبت مقدار اسید های آمینه حاصل از هیدرولیز یک پروتئین به وسیله پپسین به مقدار کل اسیدهای آمینه اساسی موجود در همان پروتئین
اصطلاح انگلیسی: pepton
اصطلاح فارسی: پپتون
مفهوم اصطلاح: ترکیب پروتئینی نسبتا سبک که از هیدرولیز پروتئین حاصل میشود.
اصطلاح انگلیسی: percent
اصطلاح فارسی: درصد
مفهوم اصطلاح: درصد
اصطلاح انگلیسی: performance
اصطلاح فارسی: عملکرد ، کارایی ، انجام
مفهوم اصطلاح: عملکرد ، کارایی ، انجام
اصطلاح انگلیسی: permeability
اصطلاح فارسی: نشت‌ پذیری ، قابلیت‌ نفوذ ، تراوایی ، نفوذ پذیری
مفهوم اصطلاح: نشت‌ پذیری ، قابلیت‌ نفوذ ، تراوایی ، نفوذ پذیری
اصطلاح انگلیسی: peroxisome
اصطلاح فارسی: پروکسی زوم
مفهوم اصطلاح: به اندامکهای میکروسکوپی داخل سلولی گفته میشود که در داخل آنها تنفس نوری صورت میگیرد و گلیکولات آزاد میشود.
اصطلاح انگلیسی: pet
اصطلاح فارسی: پلی اتیلن تریفتالات
مفهوم اصطلاح: پلی اتیلن تریفتالات

 

اصطلاح انگلیسی: phantom thermal death time curve
اصطلاح فارسی: شبه منحنی مرگ حرارتی TDT
مفهوم اصطلاح: منحنی یا خط تغییرات لگاریتم D بر حسب درجه حرارت را گویند. این خط موازی خط TDT و دارای همان شیب است ولی منطبق بر آن نیست در ضمن به هر خط یا منحنی هم شیب TDT اطلاق میشود.
اصطلاح انگلیسی: phase inversion theory
اصطلاح فارسی: تئوری برگشت فاز
مفهوم اصطلاح: تئوری تغییر حالت موادی مثل خامه که ذرات امولسیون چربی در آب هستند. که با این تئوری پس از پاره شدن غشا خامه در طول مدت کره زنی به حالت امولسیون ذرات آب در چربی تبدیل میشوند.
اصطلاح انگلیسی: phenolphthalein
اصطلاح فارسی: فنول فتالئین
مفهوم اصطلاح: فنول فتالئین
اصطلاح انگلیسی: phospholipase
اصطلاح فارسی: آنزیم لیپاز
مفهوم اصطلاح: آنزیم لیپاز
اصطلاح انگلیسی: phosphoric acid
اصطلاح فارسی: اسید فسفوریک
مفهوم اصطلاح: اسید فسفوریک
اصطلاح انگلیسی: phototaxis
اصطلاح فارسی: نور گرایی
مفهوم اصطلاح: حرکت بعضی موجودات زنده مثل میکرو ارگانیسم ها به سمت نور
اصطلاح انگلیسی: phototroph
اصطلاح فارسی: نور پرور
مفهوم اصطلاح: موجود زنده ای که انرژی مورد نیاز خود را از نور کسب کند
اصطلاح انگلیسی: photoxidation
اصطلاح فارسی: اکسیداسیون نوری
مفهوم اصطلاح: اکسید شدن در اثر اکسیژن فعال شده توسط ترکیبات رنگی مانند کلروفیل و هموگوبین و غیره
اصطلاح انگلیسی: phytase
اصطلاح فارسی: فیتاز
مفهوم اصطلاح: آنزیمی است که در آرد وجود دارد و اسید فتیک را به اینو سیتول تبدیل میکند در زمان تخمیر خمیر و اوایل پخت نان فعال بوده ممکن است تا ۸۰ درصد اسید فیتیک موجود در خمیر را تجزیه کند اسید فیتیک باعث غیر قابل جذب شدن یون های چون آهن و کلسیم میشود
اصطلاح انگلیسی: phytic acid
اصطلاح فارسی: فیتیک اسید
مفهوم اصطلاح: ماده جذب کننده یون های فلزی است از نظر تغذیه ای قابل توجه بوده میتواند در روده ترکیبات معدنی مخصوصا آهن و کلسیم را به خود جذب کند و مانع جذب آنها به خون شود در سبوس گندم وجود دارد

 

اصطلاح انگلیسی: phytosterol
اصطلاح فارسی: استروئید گیاهی
مفهوم اصطلاح: استروئیدی است که در روغن های گیاهی یافت میشود
اصطلاح انگلیسی: pigment
اصطلاح فارسی: رنگیزه‌ ، رنگ‌ دانه‌ ، ماده‌ رنگی ، ماده‌ ملونه‌ ، باماده‌
مفهوم اصطلاح: رنگیزه‌ ، رنگ‌ دانه‌ ، ماده‌ رنگی ، ماده‌ ملونه‌ ، باماده‌
اصطلاح انگلیسی: pistachio
اصطلاح فارسی: پسته ، درخت پسته
مفهوم اصطلاح: یک نوع معرف رنگی که در آزمایشات مختلف شیمیایی و میکروبی استفاده می شود.
اصطلاح انگلیسی: plant
اصطلاح فارسی: کاشتن ، زرع کردن ، گیاه
مفهوم اصطلاح: اسید فسفوریک با فرمول H2SO4 جز قوی ترین اسید های معدنی به شمار می رود که در صنایع غذایی کاربردهای فراوانی دارد.
اصطلاح انگلیسی: plasmid
اصطلاح فارسی: پلاسمید
مفهوم اصطلاح: عضوی است توارثی و خارج کروموزومی ، معمولا در باکتری ها که فاقد نقش اساسی در رشد ونمو آنهاست ولی بسیاری از خواص آنها خصوصا فعالیت های ثانوی آنها به آن وابسته است پلاسمید ها معمولا همانند سازی مستقل و خود مختار دارند
اصطلاح انگلیسی: plate evaporator
اصطلاح فارسی: تبخیر کننده صفحه ای
مفهوم اصطلاح: دستگاه تغلظ و شامل صفحاتی است که در یک طرف آنها مایع و در طرف دیگر بخار حرکت میکند در این روش معمولا مایع در بعضی از صفحات به طرف بالا و در برخی دیگر به طرف پایین حرکت میکند مایع پس از عبور از صفحات حرارت میبیند و در محفظه ای بخار آن جدا تغلیظ میشود
اصطلاح انگلیسی: plate freezer
اصطلاح فارسی: یخ زن صفحه ای
مفهوم اصطلاح: نوعی یخ زن که در آن مواد غذایی در بسته ها یا جعبه های با قطر کم بسته بندی میشود و بین صفحات دستگاه قرار میگیرد تا منجمد شود
اصطلاح انگلیسی: poach
اصطلاح فارسی: آب پز کردن
مفهوم اصطلاح: در مایع با آب داغ پختن و نگه داشته به شکل ماده غذایی
اصطلاح انگلیسی: pod
اصطلاح فارسی: غلاف
مفهوم اصطلاح: پوشش دانه های محصولاتی چون لوبیا و نخود سبز که با شکاف هایی باز و دانه ها از آن خارج میشود
اصطلاح انگلیسی: poi
اصطلاح فارسی: پوآ
مفهوم اصطلاح: فراورده غذایی تخمیر شده ای است که منشا آن هاوایی است برای تهیه آن از ساقه های گوشتی و غده مانند زیر زمینی گیاهی به نام قلقاش یا گوش فیل (‌TARO) استفاده میشود

 

اصطلاح انگلیسی: pollards
اصطلاح فارسی: سبوس آندوسپرم دار
مفهوم اصطلاح: موادی که بعد از آسیاب کردن دانه هایی چون گندم ، از آرد جدا میشود و شامل سبوس و ذراتی از آندوسپرم است
اصطلاح انگلیسی: polymer
اصطلاح فارسی: پلیمر
مفهوم اصطلاح: جسمی که‌ از ترکیب‌ ذرات‌ متشابه‌ الترکیب‌ واز تکرار واحد های ساختمانی یکنوخت‌ایجاد شده‌ باشد ،
اصطلاح انگلیسی: polysaccaride
اصطلاح فارسی: پلی ساکارید
مفهوم اصطلاح: گروهی ازمواد قندی که از تعداد زیادی قند های ساده تشکیل شده اند مانند نشاسته ، گلیکوژن ، سلولوز و پکتین
اصطلاح انگلیسی: polyunsaturated
اصطلاح فارسی: چند غیر اشباعی
مفهوم اصطلاح: چند غیر اشباعی
اصطلاح انگلیسی: pomegranate
اصطلاح فارسی: انار ، درخت‌ انار
مفهوم اصطلاح: انار ، درخت‌ انار
اصطلاح انگلیسی: poor
اصطلاح فارسی: ناچیز ، بی پول
مفهوم اصطلاح: ناچیز ، بی پول
اصطلاح انگلیسی: population
اصطلاح فارسی: آلودگی
مفهوم اصطلاح: آلودگی
اصطلاح انگلیسی: population
اصطلاح فارسی: جمعیت ، نفوس
مفهوم اصطلاح: جمعیت ، نفوس
اصطلاح انگلیسی: Pork
اصطلاح فارسی: گوشت‌خوک
مفهوم اصطلاح: گوشت‌خوک
اصطلاح انگلیسی: porosity
اصطلاح فارسی: تخلخل
مفهوم اصطلاح: تخلخل

 

اصطلاح انگلیسی: portion
اصطلاح فارسی: بخش‌ ، جزء ، تکه‌ ، بهره‌ ، برخه‌ ، سهم‌ ، نصیب‌ ، سرنوشت‌ ،
مفهوم اصطلاح: بخش‌ ، جزء ، تکه‌ ، بهره‌ ، برخه‌ ، سهم‌ ، نصیب‌ ، سرنوشت‌ ،
اصطلاح انگلیسی: post , harvest
اصطلاح فارسی: پس از برداشت
مفهوم اصطلاح: پس از برداشت
اصطلاح انگلیسی: potassium bromate
اصطلاح فارسی: برومات پتاسیم
مفهوم اصطلاح: به عنوان ماده افزودنی به آرد نان اضافه میشود زیر این ماده اثربهبود دهندگی روی آرد دارد و کیفیت خمیر نان را بهتر میکند
اصطلاح انگلیسی: potato
اصطلاح فارسی: سیب زمینی
مفهوم اصطلاح: سیب زمینی
اصطلاح انگلیسی: potentiatior
اصطلاح فارسی: تشدید کننده طعم
مفهوم اصطلاح: ماده ای است که باعث شدت بخشیدن به طعم طبیعی مواد غذایی میشود
اصطلاح انگلیسی: poultry
اصطلاح فارسی: مرغ‌ وخروس‌ ، مرغ‌ خانگی ، ماکیان‌
مفهوم اصطلاح: مرغ‌ وخروس‌ ، مرغ‌ خانگی ، ماکیان‌
اصطلاح انگلیسی: powder
اصطلاح فارسی: پودر
مفهوم اصطلاح: پودر
اصطلاح انگلیسی: ppm
اصطلاح فارسی: یک در میلیون
مفهوم اصطلاح: یک واحد اندازه گیری در مقادیر کم می باشد.
اصطلاح انگلیسی: prebiotic
اصطلاح فارسی: پری بیوتیک
مفهوم اصطلاح: به مواد غذایی اطلاق میشود که بر روی حیات و فعالیت باکتری های مفید روده اثر مثبت دارند.
اصطلاح انگلیسی: preliminary
اصطلاح فارسی: مقدماتی
مفهوم اصطلاح: مقدماتی

 

اصطلاح انگلیسی: Presence
اصطلاح فارسی: پیشگاه‌ ، پیش‌ ، درنظ‌ر مجسم‌ کننده‌ ، وقوع‌ وتکرار ، حضور
مفهوم اصطلاح: پیشگاه‌ ، پیش‌ ، درنظ‌ر مجسم‌ کننده‌ ، وقوع‌ وتکرار ، حضور
اصطلاح انگلیسی: present
اصطلاح فارسی: حضور
مفهوم اصطلاح: حضور
اصطلاح انگلیسی: preservation
اصطلاح فارسی: نگهداری
مفهوم اصطلاح: در صنایع غذایی به هر فرایند فیزیکی یا شیمایی گفته میشود که باعث جلوگیری و یا تاخیر در فساد غذا میگردد
اصطلاح انگلیسی: Preservation
اصطلاح فارسی: نگهداری ، حفظ‌ ، محافظ‌ت‌ ، جلوگیری ، حراست‌
مفهوم اصطلاح: نگهداری ، حفظ‌ ، محافظ‌ت‌ ، جلوگیری ، حراست‌
اصطلاح انگلیسی: preservative
اصطلاح فارسی: نگهدارنده
مفهوم اصطلاح: در صنایع غذایی به هر ماده ای که قادر باشد فساد را به تاخیر اندازد یا کنترل کند ماده نگهدارنده میگویند
اصطلاح انگلیسی: pressure , filler , cooker(pfc)
اصطلاح فارسی: روش پی. اف. سی
مفهوم اصطلاح: یکی از روش های استریلیزاسیون مواد غذایی است که ماده غذایی را با بخار آب تحت فشار استریل و بلافاصله همچنان تحت فشار در قوطی های کنسرو توزیع نموده و دهانه آنها را میبندند عملیات حرارتی تا قبل از خنک کردن محصول همچنان ادامه دارد
اصطلاح انگلیسی: primary ripening (cheese)
اصطلاح فارسی: رسیدن اولیه (پنیر)
مفهوم اصطلاح: به مراحل اولیه رسیدن پنیر به هنگام نگهداری اطلاق میشود که در واقع کربوهیدرات ها از راه گلیکولیز ، پروتئین ها از راه پرتئولیزو چربی ها از راه لیپولیز تجزیه و به ترکیبات ساده تر تبدیل میشود
اصطلاح انگلیسی: probiotic
اصطلاح فارسی: پروبیوتیک
مفهوم اصطلاح: به مواد غذایی اطلاق می شود که علاوه بر نقش تغذیه ای بر علت همراه داشتن میکروارگانیسم های مفید در خود مانند بیفیدوباکتر و لاکتوباسیلوس خواص سلامت بخشی دارند.
اصطلاح انگلیسی: Probiotic Food
اصطلاح فارسی: غذاهای پروبیوتیک
مفهوم اصطلاح: غذاهای پروبیوتیک
اصطلاح انگلیسی: Process
اصطلاح فارسی: مراحل‌ مختلف‌ چیزی ، پیشرفت‌ تدریجی ومداوم‌ ، جریان‌ عمل‌ ،
مفهوم اصطلاح: مراحل‌ مختلف‌ چیزی ، پیشرفت‌ تدریجی ومداوم‌ ، جریان‌ عمل‌ ،

 

اصطلاح انگلیسی: productive protein value(ppw)
اصطلاح فارسی: بهره وری خالص ظاهری پروتئین
مفهوم اصطلاح: بهره وری خالص پروتئین که بدون توجه به مقدار نیتروژن درون زا اندازه کیری میشود.
اصطلاح انگلیسی: proenzyme
اصطلاح فارسی: پیش آنزیم
مفهوم اصطلاح: به فرم غیر فعال آنزیم اطلاق میشود مثل پپسینوژن ، کیمو تریپسینوژن.
اصطلاح انگلیسی: prolactin
اصطلاح فارسی: پرولاکتین
مفهوم اصطلاح: هورمونی که تحت فرمان هیپوتالاموس مغز پستانداران د رقسمت هیپوفیز پیشین ساخته میشود و برای فعالیتهای مربوطه و از جمله رشد غدد پستانی در هنگام شیر آوری به خون میریزد.
اصطلاح انگلیسی: prolonging
اصطلاح فارسی: افزایش طول عمر نگهداری
مفهوم اصطلاح: افزایش طول عمر نگهداری
اصطلاح انگلیسی: property
اصطلاح فارسی: ویژگی ، خاصیت
مفهوم اصطلاح: ویژگی ، خاصیت
اصطلاح انگلیسی: protein
اصطلاح فارسی: پروتئین
مفهوم اصطلاح: مولکولهای بزرگ و کاملا پیچیده ای هستند که از تعدادزیادی اسید آمینه درست شده اند. پروتئین ها از ترکیبات اصلی سازنده بافت بدن هستند. منابع اصلی آن گوشت ، مرغ ، ماهی و دیگر غذاهای دریایی و شیر و دیگر مواد لبنی تخم مرغ بقولات است.
اصطلاح انگلیسی: protein
اصطلاح فارسی: پروتئین
مفهوم اصطلاح: جزئی اصلی از مواد غذایی که از عناصر نیتروژن ، اکسیژن و کربن نشکیل شده است.
اصطلاح انگلیسی: protein breakdown
اصطلاح فارسی: تجزیه پروتئین
مفهوم اصطلاح: شکسته شدن و تجزیه پروتئین ها در مواد غذایی در طول زمان و بر اثر واکنش های شیمیایی و یا میکروبی
اصطلاح انگلیسی: protein efficiency rate(PER)
اصطلاح فارسی: بازده پروتئینی
مفهوم اصطلاح: روشی است که با آن ارزش بیولوژیک پروتئین را تععین میکنند. در این روش مقدار اضافه وزن موش آزمایشگاهی را به ازای هر گرم پروتئین مصرفی اندازه گیری و با توجه به آن بازده پروتئین را محاسبه میکنند.
اصطلاح انگلیسی: protein efficiency ratio(PER)
اصطلاح فارسی: نسبت قابلیت پروتئین
مفهوم اصطلاح: یکی از معیارهای ارزیابی کیفیت پروتئین مبتنی بر خواندن پروتئین مورد ارزیابی به موشهای آزمایشگاهی در حال رشد و اندازه گیری افزایش وزن آنها در مدت ۴ هفته.

 

اصطلاح انگلیسی: protein quality index
اصطلاح فارسی: معیار کیفیت پروتئین
مفهوم اصطلاح: ارزش پروتئین غذا بر اساس قابلیت انحلال آن در حلالها و تجزیه آن با آنزیمهای مختلف.
اصطلاح انگلیسی: protein retention efficiency(PRE)
اصطلاح فارسی: توان ماندگاری پروتئین
مفهوم اصطلاح: عبارتست از نسبت قابلیت خالص پروتئین ضربدر شانزده
اصطلاح انگلیسی: protein value(PV)
اصطلاح فارسی: ضریب پروتئین
مفهوم اصطلاح: ضریب خطی که رشد را به میزان نیتروژن یا پرتئین مصرفی مرتبط میسازد
اصطلاح انگلیسی: proximate
اصطلاح فارسی: نزدیک ، مستقیم ، بدون فاصله
مفهوم اصطلاح: نزدیک ، مستقیم ، بدون فاصله
اصطلاح انگلیسی: psychropile
اصطلاح فارسی: سرما دوست
مفهوم اصطلاح: در میکروب شناسی به میکروارگانیسمی گفته میشود که قادر به رشد و نمو در دمای پایین است دمای بهینه آن حدود ۱۵ الی ۲۰ درجه سانتی گراد میباشد
اصطلاح انگلیسی: psychrotroph
اصطلاح فارسی: سرما پرور
مفهوم اصطلاح: در میکروب شناسی به میکروارگانیسمی گفته میشود کهدمای بهینه آن حدود ۲۵ الی ۳۰ درجه سانتی گراد میباشد ولی در حدود ۰ درجه نیز قادر به رشد و نمو است
اصطلاح انگلیسی: PUFA ( polyunsaturated fatty acids )
اصطلاح فارسی: اسید های چرب با چند پیوند غیر اشباع که دارای حالتی مایع هستند و برای سلامتی بسیار مفید هستند و طی حرارت دیدن و هیدروژناسیون به اسید های چرب اشباع و جامد تبدیل می شوند.
مفهوم اصطلاح: اسید های چرب با چند پیوند غیر اشباع که دارای حالتی مایع هستند و برای سلامتی بسیار مفید هستند و طی حرارت دیدن و هیدروژناسیون به اسید های چرب اشباع و جامد تبدیل می شوند.
اصطلاح انگلیسی: Pure
اصطلاح فارسی: خالص‌ ، پاک ، تمیز ، ناب‌ ، ژاو ، (نژاد) اصیل‌ ، خالص‌ کردن‌ ،
مفهوم اصطلاح: خالص‌ ، پاک ، تمیز ، ناب‌ ، ژاو ، (نژاد) اصیل‌ ، خالص‌ کردن‌ ،
اصطلاح انگلیسی: puree
اصطلاح فارسی: پوره
مفهوم اصطلاح: در صنایع غذایی به ماده غذایی دارای گوشت میوه له و نرم شده اطلاق میشود این مایع غلیظ از تبدیل بافت های آبدار میوه ها و سبزی ها به حالت خمیری به وجود می آید
اصطلاح انگلیسی: purpose
اصطلاح فارسی: قصد ، هدف ، مقصود
مفهوم اصطلاح: قصد ، هدف ، مقصود

Review Overview

User Rating: Be the first one !

بازدیدها: 1049

About Fooda

وبسایت فودا، ﮐﺎﻣﻠﺘﺮﯾﻦ ﻣﺮﺟﻊ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﮔﺰﺍﺭﺷﮑﺎﺭ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ و تهیه ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﺎﺭﺁﻣﻮﺯﯼ، پروژه اصول طراحی ، گزارش عملیات صنایع غذایی ، ﻣﻘﺎﻟﻪ، ﺳﻤﯿﻨﺎﺭ، کاربینی ، ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬﺍﯾﯽ foodvar@yahoo.com ﺑﺎ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺳﺎﯾﺖ

Check Also

روغن زیتون

فرآيند توليد روغن زيتون

روغن با روش هاي مختلف که عمدتا فيزيکي است از زيتون استخراج و باقيمانده اي به جا مي ماند که  تا 8 درصد روغن داشته و توسط حلال که معمولا هگزان است روغن کشي و روغن حاصل، روغن تفاله ناميده مي شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.