خانه / مقالات / اصطلاحات صنایع غذایی / اصطلاحات صنایع غذایی با حرف F
اصطلاحات صنایع غذایی با حرف F
اصطلاحات صنایع غذایی با حرف F

اصطلاحات صنایع غذایی با حرف F

اصطلاحاتی که با حرف [ F ] آغاز می شوند
اصطلاح انگلیسی
fabricated food
اصطلاح فارسی غذای فرموله شده، غذای ساخته شده
مفهوم اصطلاح غذایی است که از ترکیبات خاص درست میشود. مثل همبرگر که از پودر سویا درست میشود.

اصطلاح انگلیسی facultative
اصطلاح فارسی اختیاری
مفهوم اصطلاح صفتی توصیفی که در میکروبشناسی برای مشخص کردن استعداد نشو و نما در مجاورت و یا دور از یک عامل محیطی استفاده میشود. مثالسرما دوست اختیاری)

اصطلاح انگلیسی facultative thermophile
اصطلاح فارسی گرما دوست اختیاری
مفهوم اصطلاح گروهی از میکروبها که دما یمطلوب برای رشد آنها بین ۳۷ و ۵۵ درجه سانتی گراد است.

اصطلاح انگلیسی falling film evaporator
اصطلاح فارسی تبخیر کننده لایه نزولی
مفهوم اصطلاح نوعی دستگاه تغلیظ مایعات غذایی است که در آن مایع در لوله هایی از بالا ب پایین حرکت میکند و گرم میشود.(اطراف لوله ها بخار است.)

اصطلاح انگلیسی falling number
اصطلاح فارسی عدد سقوط
مفهوم اصطلاح عددی است که مشخص کننده فعالیت آلفا آمیلازی آرد میباشد. به وسیله دستگاه falling number به دست می آید.

اصطلاح انگلیسی false yeast
اصطلاح فارسی مخمر کاذب
مفهوم اصطلاح به مخمر هایی گفته میشود که تولید آسکوسپور نمیکنند.و فقط با جوانه زدن و یا تقسیم شدن تکثیر میابد.

اصطلاح انگلیسی farinograph
اصطلاح فارسی خمیر سنج
مفهوم اصطلاح دستگاهی است که خصوصیات کیفی خمیر را از قبیل مقدار جذب آب توسط آرد،مقاومت درمقابل مخلوط شدن و انرژی مصرفی برای خمیر شدن را اندازه گیری میکند.

اصطلاح انگلیسی farsh
اصطلاح فارسی خمیر کالباس
مفهوم اصطلاح به مخلوط گوشت و روغن،ادویه ها که به صورت ماده خمیری در آمده است گفته میشود.

اصطلاح انگلیسی fatbloom
اصطلاح فارسی سپیدک چربی
مفهوم اصطلاح نوعی نقص در شکلات است که به صورت سپیدک چربی ایجاد میشود که در اثر متبلور شدن چربی به وجود می آید.

اصطلاح انگلیسی fat depot
اصطلاح فارسی بافت چربی
مفهوم اصطلاح adipose←

اصطلاح انگلیسی favism(fabism)
اصطلاح فارسی فاویسم
مفهوم اصطلاح نوعی بیماری که در اثر مصرف دانه باقلا یا استنشاق دانه گرده گیاه باقلا در بعضی اشخاص حساس به وجود می آید.

اصطلاح انگلیسی fermentation
اصطلاح فارسی تخمیر
مفهوم اصطلاح اکسیداسیون ترکیبات آلی بدون حضور گیرنده خارجی الکترون.

اصطلاح انگلیسی fermentograph
اصطلاح فارسی تخمیر نگار
مفهوم اصطلاح دستگاهی است که مقدار گاز تولید شده از تخمیر را اندازه گیری می کند.

اصطلاح انگلیسی ficin
اصطلاح فارسی فیسین
مفهوم اصطلاح آنزیمی است که در شیره انجیر وجود داردو باعث تجزیه مولکول های پروتئین و نرم شدن مواد پروتئینی می شود.

اصطلاح انگلیسی fill weight(syn:fill-in-weight)
اصطلاح فارسی وزن خالص غذای قوطی شده،وزن پر قوطی
مفهوم اصطلاح وزن خالص مواد ریخته شده در قوطی غذا بدون محاسبه وزن قوطی و مواد پرکننده بین قطعات غذا.

اصطلاح انگلیسی filled milk
اصطلاح فارسی شیر خشک با جربی گیاهی
مفهوم اصطلاح شیر خشکی است که از شیر پس چرخ مخلوط با روغن گیاهی خاصی تهیه میشود.

اصطلاح انگلیسی film yeast
اصطلاح فارسی مخمر سطحی
مفهوم اصطلاح به گروهی از مخمرها که اکسید کننده اند و به صورت غشائ و یا پرده نازکی در سطح مایعات نشو و نما می کنند.

اصطلاح انگلیسی filth test
اصطلاح فارسی آزمایش بقایای خوراکی
مفهوم اصطلاح روشی است برای تعیین مقدار مو و اندهم حشرات در مواد غذایی

اصطلاح انگلیسی fining agent
اصطلاح فارسی مواد شفاف کننده
مفهوم اصطلاح clarifying agent

اصطلاح انگلیسی firming agent
اصطلاح فارسی سفت کننده
مفهوم اصطلاح ماده ای است که برای سفت کردن بافت بعضی از محصولات ب کار برده میشود مثل اضافه کردن کارور کلسیم به شیر برای انعقاد بهتر.

اصطلاح انگلیسی first proof
اصطلاح فارسی تخمیر اولیه
مفهوم اصطلاح مرحله اول در تخمیر در تهیه خمیر نان.

اصطلاح انگلیسی fishm meal
اصطلاح فارسی پودر ماهی
مفهوم اصطلاح خشک شده و خرد شده قسمتهای مختلف بدن ماهی که در جیره غذایی بعضی حیوانات مثل مرغ استفاده میشود.

اصطلاح انگلیسی fishy flavor
اصطلاح فارسی بوی زهم ماهی
مفهوم اصطلاح در اثر فساد چربیها خصوصا فساد شیمیایی اکسیداسیون لسیتین چربی با هیدرولیز و آزاد شدن کولین از لسیتین بوی تندی شبیه بوی زهم ماهی به وجود می آورد.

اصطلاح انگلیسی flanke
اصطلاح فارسی پرک
مفهوم اصطلاح لایه نازک یاز خمیر یا ماده غذایی خشک شده با ضخامت چند دهم میلیمتر،مثل پرک سیب زمینی که با خشک کن غلتکی تهیه میشود.

اصطلاح انگلیسی flame peeling
اصطلاح فارسی پوست گیری شعله ای
مفهوم اصطلاح پوست گیری بعضی از سبزیها توسط شعله مستقیم یا گازهای داغ مثل سوزانیدن پوستهای نازک پیاز با شعله در دستگاه مخصوص پوست گیری شعله ای.

اصطلاح انگلیسی flash 18 process
اصطلاح فارسی روش استرلیزاسیون ۱۸
مفهوم اصطلاح یکی از روشهای کنسرو کردن مواد غذایی که در آن کلیه عملیات قوطی کردن دربندی و خنک کردن نسبی در محفظه ای با فشار بالا (معمولا ۱۸ پوند بر اینچ مربع)انجام میگیرد.

اصطلاح انگلیسی flash pasteurization
اصطلاح فارسی پاستوریزاسیون آنی
مفهوم اصطلاح نوعی پاستوریزاسیون حرارتی غذا که در دمایی خیلی بالاتر از دمای معمول پاستوریزاسیون صورت میکیرد و در نتیجه زمان فرآیند بسیار کوتاه میشود.

اصطلاح انگلیسی flat sour
اصطلاح فارسی ترش بدون تورم،ترش صاف
مفهوم اصطلاح به حالتی از قوطی غذا گفته میشود که علی رغم فساد میکروبی و اسیدی شدن محتویات آن قوطی سالم به نظر میشود و دو طرف قوطی باد نکرده است.

اصطلاح انگلیسی flavanol
اصطلاح فارسی فلاوانول
مفهوم اصطلاح از ترکیبات اصلی پلی فنلهاست که در چای وجود دارد و ممکن است تا ده درصد ماده خشک چای را تشکیل دهد.

اصطلاح انگلیسی flavoprotein
اصطلاح فارسی فلاووپروتئین
مفهوم اصطلاح نوعی پروتئین مرکب که از پروتئین و فلاوین ساخته شده است و برای تنفس بافت مورد نیاز است.

اصطلاح انگلیسی flavor reversion
اصطلاح فارسی طعم معکوس
مفهوم اصطلاح بوی طبیعی نامطلوب مخصوص پروتئین سویا که شدت آن کمتر از تند شدن است و پدیده اکسیداسیونی که آنرا به وجود می آورد.

اصطلاح انگلیسی flavor(flavour)
اصطلاح فارسی طعم
مفهوم اصطلاح خاصیتی است از ترکیب بو و مزه. البته خواص دیگری چون بینایی نیز در تشخیص آن موثر است. یکی از خصوصیات کیفی غذا است که با حواس چشایی و بویایی مشترکا تعیین میشود.

اصطلاح انگلیسی flavor enhancer
اصطلاح فارسی تشدید کننده طعم
مفهوم اصطلاح ماده ای که جهت ظاهر شدن و تشدید طعم موجود در غذا به آن اضافه میشود.

اصطلاح انگلیسی flipper
اصطلاح فارسی قوطی کم خلا
مفهوم اصطلاح در کنسرو سازی اصطلاحا به قوطی غذایی گفته میشود که هر دو طرف آن صاف است ولی خلا کافی ندارد و با مختصر به بدنه قوطی برجستگی در قوطی ایجاد میشود.

اصطلاح انگلیسی fluidized bed
اصطلاح فارسی بستر سیال
مفهوم اصطلاح وقتی قطعات مواد غذایی توسط جریان هوا یا یک سیال دیگر در بستری به صورت شناور یا معلق در آمده و در اثر حرکت و تماس با سیال، خنک یا خشک میشود. اصطلاحا این بستر را fluidized bed میگویند.

اصطلاح انگلیسی fluorescent
اصطلاح فارسی فلورسنت
مفهوم اصطلاح به موادی گفته میشود که در صورت فعال شدن با بعضی امواج قادر به انتشار نور با طول موج دیگری هستند.

اصطلاح انگلیسی fluoridation
اصطلاح فارسی فلوئور دار کردن
مفهوم اصطلاح افزودن فلورید به آب (و بعضی از مواد غذایی) به منظور جلوگیری از بروز بیماری پوسیدگی دندان.

اصطلاح انگلیسی foam
اصطلاح فارسی کف
مفهوم اصطلاح حبابهای گاز در داخل مایع که به صورت لایه ای اسفنجی شکل در آمده باشد.

اصطلاح انگلیسی foam mat dryer
اصطلاح فارسی خشک کن کف لایه ای
مفهوم اصطلاح خشک کن نواری مخصوص خشک کردن مایعات غلیظ غذا (معمولا دارای ۳۵ تا۵۵ درصد کل ماده جامد.)

اصطلاح انگلیسی foam spray drying
اصطلاح فارسی خشک کردن کف پاششی
مفهوم اصطلاح هنگامی که قبل از اتمیزه کردن شیر یا مایعات غلیظ شده دیگر به داخل برج خشک کن پاشنده، گازهای بی اثری نظیر نیتروژن به داخل آن مایع تزریق کنند که در حین خشک شدن پس از اتمیزه شدن در برج ذرات پودر بافت اسفنجی پیدا کند و دارای حلالیت بسیار خوبی شود.

اصطلاح انگلیسی foam theory
اصطلاح فارسی تئوری کف
مفهوم اصطلاح هنگام زدن خامه در اثر مخلوط شدن هوا در آن با وجود مواد پروتئینی در غشا خامه ایجاد کف میکند و ذرات خامه در سطح کف تجمع می یابند و در اثر تراکم کف بی ثبات شده و میشکند که باعث پاره شدن غشا خامه میشود و آنها را تبدیل به ذرات کره میکند.

اصطلاح انگلیسی folacin(syn:folic acid)
اصطلاح فارسی فولاسین،اسید فولیک
مفهوم اصطلاح یکی از ویتامینهای گروه ب که برای ساختن گلبولهای قرمز طبیعی مورد نیاز است و کمبود آن منجر به ایجاد کم خونی مگالوبلاستیک میشود.

اصطلاح انگلیسی folic acid
اصطلاح فارسی فولاسین،اسید فولیک
مفهوم اصطلاح folacin

اصطلاح انگلیسی food-born intoxication
اصطلاح فارسی مسمومیت غذایی
مفهوم اصطلاح هر نوع مسمومیتی که در اثر ورود زهرابه های میکروبی و قارچی و یا سموم شیمیایی از راه مواد غذایی در انسان ایجاد میشود.

اصطلاح انگلیسی food chilling
اصطلاح فارسی سرد کردن غذا
مفهوم اصطلاح گرفتن گرمای مواد و محصولات غذایی و تغییر دمای آنها به دماهای نزدیک به صفر درجه سانتی گراد.

اصطلاح انگلیسی food efficiency(syn:food conversion efficiency)
اصطلاح فارسی بهره وری غذا
مفهوم اصطلاح معیاری برای ارزشیابی غذا که به یکی از دو طریقه زیر گزارش میشود: ۱- نسبت افزایش وزن حیوان آزمایشگاهی به وزن غذای مصرفی ۲- نسبت مقدار غذا به افزایش وزن حیوان آزمایشگاهی.

اصطلاح انگلیسی food poisoning
اصطلاح فارسی مسمومیت غذایی
مفهوم اصطلاح مسمومیتهای ناشی از سموم میکروبی و غیر میکروبی در غذا.

اصطلاح انگلیسی food preservation
اصطلاح فارسی نگهداری غذا
مفهوم اصطلاح به مجموعه عملیاتی گفته میشود که برای جلوگیری از فساد غذا و حفظ کیفیت طولانی تر آن به کار برده میشود.

اصطلاح انگلیسی food processing
اصطلاح فارسی فرآوری غذایی
مفهوم اصطلاح مراحلی از عملیات تغییر، تبدیل و نگهداری محصولات غذایی مانند درجه بندی، شستشو خرد کردن آنزیم بری پختن پاستوریزه یا استریل کردن و بسته بندی مواد غذایی.

اصطلاح انگلیسی food rheology
اصطلاح فارسی رئولو‍ژی غذایی
مفهوم اصطلاح تغیییرات بافت مواد غذایی و همچنین جریان مایعات و نیمه جامدهای غذایی در اثر وارد شدن نیروهای مختلف به آن.

اصطلاح انگلیسی free gossypol
اصطلاح فارسی گوسیپول آزاد
مفهوم اصطلاح مقدار گوسیپولی که بدون هیدرولیز قبلی با محلول ۷۰ درصد استون آبی از مغز پنبه دانه قابل استخراج باشد.

اصطلاح انگلیسی freeza concentration
اصطلاح فارسی تغلیظ انجمادی
مفهوم اصطلاح روشی است که در آن آبمیوه و محصولات مشابه را سرد میکنند به نحوی که آب آزاد آنها به صورت کریستالهای یخ در آید. سپس با سانتریفیوژ عصاره تغلیظ شده را از ذرات یخ جدا میکنند. با این روش تا حد اکثر بریکس ۵۰ میتوان تغلیظ کرد.

اصطلاح انگلیسی freeza drying(syn:lyophilization)
اصطلاح فارسی خشک کردن تصعیدی
مفهوم اصطلاح خشک کردن مواد غذایی منجمد در سیستم با خلا شدید و پایین تر از نقطه سه گانه آب (فشار ۴/۵۸ میلیمتر جیوه و دمای صفر درجه سانتی گراد).

اصطلاح انگلیسی freeze burn
اصطلاح فارسی سرما سوختگی
مفهوم اصطلاح وقتی مواد غذایی خوب بسته بندی نشده باشد و سطح آن در تماس با هوای خشک درون فریزر قرار گیرد رطوبت سطح آن خارج میشود و لکه های سفیدی روی آن ایجاد میشود. به این پدیده سرما سوختگی میگویند.

اصطلاح انگلیسی freezing point
اصطلاح فارسی نقطه انجماد
مفهوم اصطلاح دمایی که در آن مایعی در فشار اتمسفر شروع به جامد شدن میکند.

اصطلاح انگلیسی fructose
اصطلاح فارسی فروکتوز،لوولوز
مفهوم اصطلاح Levulose

اصطلاح انگلیسی fruit drink
اصطلاح فارسی نوشابه میوه ای
مفهوم اصطلاح به نوشابه ای اطلاق میشود که بخشی از آن آب میوه کنسانتره و یا پودر آب میوه است.

اصطلاح انگلیسی fruit juice
اصطلاح فارسی آب میوه
مفهوم اصطلاح عصاره بدون گوشت میوه است که طبیعی باشد و به آن آب یا مواد دیگر اضافه نشده باشد.

اصطلاح انگلیسی fruity(tea)
اصطلاح فارسی طعم میوه ای
مفهوم اصطلاح طعمی نامطلوب است که بر اثر تخمیر بیش از حد یا آلودگی میکروبی قبل از حرارت دادن برکگ چای به وجود می آید.

اصطلاح انگلیسی fudge
اصطلاح فارسی شکلات نرم
مفهوم اصطلاح نوعی شکلات که اساس آن تافی یا کارامل است. این شکلات شکر زیاد دارد به طوری که در فرآیند کریستاله میگردد.

اصطلاح انگلیسی fungi
اصطلاح فارسی قارچها
مفهوم اصطلاح شاخه ای از موجودات زنده یک یا پر یاخته ای فاقد کلروفیل از گروه هسته داران که مواد غذایی مورد نیاز خود را از راه جذب به دست می آورند.

اصطلاح انگلیسی furcellaran
اصطلاح فارسی صمغ فورسلاران
مفهوم اصطلاح صمغ استخراج شده از جلبک دریایی دانمارکی که از پلی ساکاریدهای هتروژن است. این صمغ به میزان خیلی کم در مواد غذایی باعث قوام و غلظت بهتر و در واقع باعث تثبیت سیستم مواد غذایی میشود.

اصطلاح انگلیسی full (tea)
اصطلاح فارسی طعم کامل
مفهوم اصطلاح چای با رنگ مطلوب و طعم خوب که تلخی هم نداشته باشد

اصطلاحاتی که با حرف [ F ] آغاز می شوند اصطلاح انگلیسی fabricated food اصطلاح فارسی غذای فرموله شده، غذای ساخته شده مفهوم اصطلاح غذایی است که از ترکیبات خاص درست میشود. مثل همبرگر که از پودر سویا درست میشود. اصطلاح انگلیسی facultative اصطلاح فارسی اختیاری مفهوم اصطلاح صفتی توصیفی که در میکروبشناسی برای مشخص کردن استعداد نشو و نما در مجاورت و یا دور از یک عامل محیطی استفاده میشود. مثالسرما دوست اختیاری) اصطلاح انگلیسی facultative thermophile اصطلاح فارسی گرما دوست اختیاری مفهوم اصطلاح گروهی از میکروبها که دما یمطلوب برای رشد آنها بین ۳۷ و ۵۵ درجه سانتی…

بازبینی کلی

امتیاز کاربر: 4.8 ( 1 امتیازات)
0

درباره‌ Fooda

وبسایت فودا، ﮐﺎﻣﻠﺘﺮﯾﻦ ﻣﺮﺟﻊ ﺩﺍﻧﻠﻮﺩ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﮔﺰﺍﺭﺷﮑﺎﺭ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﮕﺎﻩ و تهیه ﮔﺰﺍﺭﺵ ﮐﺎﺭﺁﻣﻮﺯﯼ، پروژه اصول طراحی ، گزارش عملیات صنایع غذایی ، ﻣﻘﺎﻟﻪ، ﺳﻤﯿﻨﺎﺭ، کاربینی ، ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺻﻨﺎﯾﻊ ﻏﺬﺍﯾﯽ foodvar@yahoo.com ﺑﺎ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺳﺎﯾﺖ

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*